روزنامه همدلی ( چهارشنبه 17 آبانماه 1396) - علی‌اصغر شعردوست

‬ «...و گویند در این روز ـ اربعین ـ کاروان دل‌سوختگان به کاروان‌سالاری حماسه‌سرای بزرگ عاشورا، زینب(س)، از شام به مسلخ نینوا بازگشت تا این نمایش آسمانی در تاریخ جاودان بماند.»

نهضت خونین حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در کربلا، بذری بود که درصحرای آتش‌زده به زمین افشانده شد و با خون برگزیدگان امت حضرت ختمی مرتبت، محمدبن عبدالله(ص) آبیاری شد. اما آنچه این بذرِ در خاک و خون نشانده را به ثمر رساند، پیامی بود که رسول بزرگ انقلاب، امام حسین(ع)، به گوش جهانیان رساند و آن کلام خون‌فشان زینب(س) بود که از کلمه، شمشیر ساخت و زمان را بدان فتح کرد.

دشمن سرمست از پیروزی، فرزندان پیامبر را در کوی و برزن سرزمین‌های اسلامی به اسارت می‌برد و فرزندان ابوسفیان، شکستی را که رسول وحی به پدران آن‌ها وارد کرده بود، بدین وسیله جبران می‌کردند؛ آبی بر زخم کهن می‌ریختند تا شعله‌‌های درد آن را که دیرزمانی بود در جانشان شعله می‌کشید، فرو نشانند. به‌زعم فرزندان ابوسفیان، عاشورا و فاجعه‌ای که به دست نوادگان هند جگرخوار رخ داد، جبران شکستی بود که متحمل شده بودند. اما زینب کبری(س) که در خانه علی(ع) و در هوای وحی بالیده بود، پرچم نهضت محمد(ص) و علی و حسین (علیهما‌السلام) را دوباره بر دوش گرفت. خیل دوستداران و فرزندان رسول به هرکجا قدم نهاد، با کلام از کیانِ نهضت محمد(ص) و علی(ع) و حسین(ع) دفاع کرد و پرده نفاق، دورویی و تزویر را درید؛ چهره کریه و مخوف حکومت بنی امیه را به همگان شناساند و به نهضت مخالفان بنی‌امیه شتابی دوچندان بخشید. اربعین حسینی یادآور حماسه زینب کبری(س) است، آنجا که کلمه به هیات شمشیر درمی‌آید. آوای زینب(س) در مجلس یزید و گذرگاه‌های سرزمین شام خاطره کلام علی(ع) را دوباره در خاطره زنده کرد. مردم از این فاجعه عظیم درس گرفتند و کلام زینب(س)، رسالت خون حسین(ع) را آن‌چنان که شایسته و بایسته بود، گزارد. تاریخ مشحون از حوادث و رویداد‌های بزرگی است که هرکدام آثار شگرفی از خود به یادگار نهادند. این تاثیرات چه خوب و چه بد، جایگاه خود را در تاریخ باز کرده و ماندگار شدند. اما کمتر رویدادی در تاریخ وجود دارد که آیندگان سالگشت آن رویداد را برای همیشه زنده نگه دارند. آن هم نه به سبک تشریفات سیاسی و یا تنها ذکری در تقویم‌‌های سالنامه‌ای، بلکه در دل‌‌ها و در پیوند عاطفه‌‌ها.بی‌تردید هیچ واقعه‌ای در تاریخ، مثل واقعهٌ جانسوز کربلا یادمان ندارد یادمانی که در طی قرون از دل مردم جوشیده و همین نیز سبب جاودانگی آن است.

برگزاری مراسم یادمان این واقعه از آغاز تا اکنون، در هر زمان و شرایطی، آشکارا و پنهان، بی‌وقفه ادامه داشته است. در روزگاران مختلف نویسندگان نوشته‌اند، شعرا سروده‌اند و محققان از زاویه‌‌های گوناگون به آن نگاه کرده‌اند. اما آنچه این رویداد مقدس تاریخی را از دیگر رویداد‌های بزرگ متمایز می‌کند، این است که با وجود گفتار‌ها و نوشتار‌های فراوان، نه تنها به کهنگی و یکنواختی نگراییده که عظمتش روزافزون شده و در هر عصری، اندیشمندان و ادیبان، افق‌‌های تازه ای را فراراه دوستداران امام حسین(ع) گشوده‌اند و هدف‌‌های ارزشمندی را به نسبت درک خود ارائه داده‌اند. به قول متفکری:«روز حسین(ع)، روزی است که گذشت زمان و قرون هرگز آن را از یاد نخواهند برد.» و به راستی چرا در میان اهل بیت، تنها در «اربعین» شهادت این فضیلت‌خواه بزرگ به سوگ می‌نشینیم؟ آنچه سبب می‌شود امام حسین(ع) بیشتر در خانه چشم مشتاقان بنشیند، حرکت آسمانی حضرت است که بیش از دیگر معصومین، تماشاگران خود را مجذوب و شیدا می‌کند. تماشاگرانی که منحصر به همان عصر کربلا نبودند. نمایش‌نامه آسمانی عاشورا، تماشاخانه‌ای دارد که آیندگان و نسل‌‌های همه اعصار تماشاچی آن خواهند بود و از آن برای فراگیری فریادخواهی و پویایی کمال روح انسانی خود الگوبرداری می‌کنند. چراکه نبرد آن روز، نبرد فرد با فرد نبود؛ نبرد گسترش اراضی نبود؛ نبرد برای تصاحب لذت‌‌های زمینی نبود؛ جنگی بود میان حق و باطل، خیر و شر، زشت و زیبا، انسان و شیطان. و آن امام نازنینی که آب نهاد و تشنگی برگزید و کنج عافیت بخشید و گرفتاری و شهادت طلبید، جز به خاطر حق نبود، که او خود در واپسین لحظه‌‌های رفتن به مسلخ عشق فریاد برآورد:«اکنون فرو آمده آنچه می‌بینید و دنیا دگرگون و زشت و ناخوش شده و خوبی‌‌هایش پشت کرده و زندگیش رفته و چیزی بجا نمانده،

مگر اندک آبی که در ته جام باشد و عیش پستی که مثل چراگاه بدعاقبت پایانش وخیم باشد. آیا نمی‌بینید حق را که به آن عمل نمی‌شود؟ باید مومن دیدار خدا رابرگزیند. چه من مرگ را جز شهادت و زندگی با این ستمکاران را جز ملامت نمی‌بینم.» و این نمایش خونین نبرد حق و باطل از هنگام نافرمانی شیطان وجود داشته و در عاشورا به قله خود رسید که این نبرد پایان‌ناپذیر است و شرح کمال‌خواهی حسین(ع) سیری‌ناپذیر. هرکس در حد توان و لیاقت خود از آن توشه‌ای برمی‌گیرد تا بر ارتفاع روح خود بیفزاید. سخن گفتن از اباعبدالله الحسین(ع) تعریف کمال روح انسانی است و تحقیر تلبیس‌‌های ابلیس که تاریخ همیشه پر بوده و خواهد بود و قیام کربلا چراغی است فراراه بشریت در گمراهی‌‌های ظلمت‌زده زندگی و تا جهان از یزید تهی نشود، قیام حسین(ع) با جلوه‌‌های گوناگون ادامه دارد. اربعین حسینی یادآور قیام همیشه سالار شهیدان و رسالت همیشه زینب(س) است.

 

 

اربعین ، روز تکمیل عاشورا ( صفحه اول روزنامه اعتماد چهارشنبه 97/8/17)

 

شيعه با ياد عاشورا و نهضت بزرگ حضرت اباعبدالله الحسين (ع) زندگي مي‌كند؛ گويي سرنوشت شيعيان با سرنوشت عاشورا گره خورده است و حيات پيروان اميرالمومنين علي (ع) با نهضت عاشورا پيوندي جاودانه دارد و اربعين يادمان عاشوراست در زندگي عاشورايي رهروان حسين (ع).
فرزند زهرا(ع) در ريگستان صحراي كربلا به تمامت قد برافراشت و پرچم بزرگي و عظمت خويش را بر بلندتربن قله انسانيت به اهتزاز درآورد؛ در كربلا همه‌چيز به تمامت نمودار شده بود؛ حسين (ع) تمامت هستي نيك خويش را در صحنه جانبازي كربلا عرضه كرده بود و يزيد تمامت پليدي و مشئوميش را در چشم تاريخ نشانده بود. در كربلا شيعه همه مظلوميت خويش را به تماشا نهاده بود: در گلوي كودك شيرخواره گلو بريده، له‌له زدن زناني و كودكاني كه آب ارث مادرشان بود، در دستان بريده علمداري كه ايثار و جانبازي را به تفسير نشسته بود در خيمه‌هاي آتش گرفته‌اي كه خيام رسول وحي محسوب مي‌شد و در پايمال شدن تن‌هاي برهنه سر بر ريگستان كربلا و اسارت سيد ساجدين و زينب كبري (س).
در كربلا همه‌چيز رنگ خون داشت؛ و اربعين، چشم دوختن دوباره مردم بر چشمه جوشان خون مظلوم كربلاست كه از رملستان تفتيده و روز عاشوراي سال 61 هجري جوشيدن آغاز كرد و عصرها و نسل‌ها را درنورديد و به همه كس و همه‌چيز رنگ جهاد در راه خدا و شهادت و پارسايي و مظلوميت زد.
اربعين پيامگزاري حضرت زينب سلام‌الله عليهاست؛ از كلمه شمشير ساختن و از سخن، توفان برآوردن است؛ تكميل نهضت عاشوراست.
اربعين چشمه جوشان خون اباعبدالله الحسين (ع) را بر مزرع دل‌ها رهنمون شدن است؛ انقلاب و نهضت حسيني را به سر منزل مقصود رسانيدن است؛ چرا كه اربعين سالروز ابلاغ پيامي است كه حسين (ع) جان بزرگ خويش را بر سر آن نهاد. اربعين حضور زنده و پرتوان رهروان زينب (س) و زنان شيعه است در بستر تاريخ، انقلابي الهي و معنوي در عرصه افهام است؛ رنگ خدايي، معنوي و حريت بر سينه شفق زدن.
دشمن، سرمست از پيروزي بر معلم كرامت و آزادگي بر منبر رسول مكرم اسلام تكيه زده بود، گويي آب از آب تكان نخورده است؛ نه حسيني بوده و نه عاشورايي و نه سبعيت و درنده خويي؛ «دارها برچيده، خون‌ها شسته». خليفه به صورت سلطان درآمده بود؛ سلطاني كه صورت نمادين همه پلشتي‌ها و پليدي‌هاي روزگار خود محسوب مي‌شد. خاطره اميرالمومنين(ع) و زهراي مرضيه(س) از ذهن‌ها سترده مي‌شد؛ خاطره اصحاب و مجاهداني كه در سايه مجاهدت و پاكبازي خويش الگوي متعالي جهاد و عقيده را به نمايش گذاشته بودند فراموش مي‌شد و به جاي آن سرمستي غرور و تعصب و تنگ چشمي و ريا مي‌نشست. بزرگ‌ترين كسي كه اين بهشت تن آساني و لذت را در چشم زمامداران وقت تيره مي‌كرد آموزگار بزرگ جهاد و شهادت امام حسين(ع) بود و با شهادت حضرتش بني اميه مي‌پنداشت كه حكومت را براي هميشه در خاندان خويش حفظ كرده است.
با از ميان برداشتن حسين (ع) دستگاه بني‌اميه به واقع صورت نمادين رسول مكرم اسلام را با پيام آسماني و روشنگر از ميان برداشته بود و انتقام كينه تاريخي خويش را از خاندان رسول كشيده بود. آنان را به رسم اسارت بر دروازه‌هاي شام گذر داده بود و اكنون به خيال خويش به آسايش موعود دست يافته بود.
اما صداي زينب كبري سلام‌الله عليها در دروازه دمشق هيمنه چكاچاك شمشير دلاوراني را داشت كه در مكه و مدينه و كوفه و كربلا و شام با پليدي‌ها و ناراستي‌ها جنگيده بودند.
صداي او طنين خوش آواي مردي بود كه به امر حق تعالي براي درهم ريختن بنيادهاي فكري نظام جاهلي عرب از غار حرا پايين آمده بود و زمانه خويش را به مكارم اخلاق آزادگي و عبوديت حق تعالي فراخوانده بود؛ اكنون در صداي نوه رسول دوباره همان صدا اوج مي‌گرفت و آفاق را درمي‌نورديد؛ دشمن بشريت و خاندان پيامبر پيروزي را در كام خويش شرنگ مي‌يافت. با هر صدايي ستوني از كاخ برافراشته بني اميه فرومي ريخت؛ خون حسين(ع) چون سيلابي عرصه وحشت سراي بني‌اميه را درمي‌نورديد و كلام زينب كبري(س) جهش خون اباعبدالله الحسين(ع) بود؛ فواره رگان بازوان برومند عباس در كنار نهر آب.

* شاعر

 

 اربعين، جاودانگي نداي حق‌طلبي ( یادداشت - روزنامه اطلاعات - چهارشنبه 1396/8/17)

 

اربعين، يادمان حماسه اي جاودان است. حماسه اي که مسير تاريخ را تغيير داد و سرود پيروزي انسانهاي مظلوم، اما آزاده و آسماني را براي هميشه در فضاي دردآلود زمين طنين انداز کرد. اربعين، تجديد ميثاق بازماندگان و پيروان اختران فروزاني است که جهان وجود را با نور وجود خود روشني بخشيدند و با خون خود، پيرايه هاي شرک و گمراهي و فساد را از چهره بشريت زدودند. اربعين را مي توان في نفسه حادثه اي بزرگ و درس آموز خواند؛ حادثه اي فراتر از آيين بزرگداشت ياد و خاطره شهداي عاشورا. ‏اربعين، تجلي ماندگاري پيام عاشوراييان است و نشانگر اين حقيقت که آزادگي و پايمردي، حتي در جهاني پر از فتنه و آشوب و سياهي، هرگز از يادها نخواهد رفت. هنگامي که قدرت مادي و معنوي يزيديان سرتاسر ممالک آن روز اسلامي را فراگرفته بود، در شرايطي که حاکمان پليد زمانه تمامي روزنه‌هاي تنفس را بر آزادگان و فرزندان علي(ع) بسته بودند و در حالي که هيچ کس را ياراي ايستادن در برابر خيل سپاهيان زر و زور و تزوير نبود، پيام عاشوراييان در جهان اسلام طنين افکند و پايه هاي قدرت زورمداران را به لرزه درآورد.

در آن زمان بسياري چنين مي پنداشتند که ديگر راه نجاتي نيست و چاره‌اي جز سرسپردن به فرمان حاکمان جور نيست؛ اما در اربعين بود که همگان در يافتند نداي حق هرگز نخواهد مرد و آفتاب عدالت و آزادگي هرگز غروب نخواهد کرد. صبحي که درکربلا طلوع کرده بود، حتي چهل روز بعد، سپيدي و درخشش خود را از دست نداده بود. بدنهاي چاک چاک و بي سري که در عاشورا بر زمين افتادند، در اربعين، بلند قامت‌تر از تمامي راست قامتان بر فراز تاريخ ايستاده بودند و لبخند و خوشامدي جاويد به پيامداران خط سرخ خويش اهدا مي‌کردند؛ که اگر نبود ‏پايمردي بزرگترين پيام رسانان تاريخ، فرياد بلند حسينيان هرگز جاودانگي نمي‌يافت و ‏پرچمهاي برافراشته آنان، هيچ گاه اين چنين در بلند ترين قله هاي شرف و انسانيت به اهتزاز درنمي‌آمد. ‏بزرگترين درس اربعين براي حسينيان نيز در همان خوشامد جاويد به پيامداران نهفته است. اربعين به ما مي آموزد که حتي در دشوارترين شرايط، آزادگي و عدالتخواهي نمي‌ميرند. اسلام محمدي(ص) آفتاب فروزاني است که هيچ گاه غروب نمي کند. حتي در زماني که اسلام در دام مزوّران و زورمداران گرفتار بود، پيام محمد(ص) ازگلوي بريده فرزندش بيرون آمده پيرايه ها را زدود و جهان اسلام را از ورطه سياهي نجات بخشيد. پس بر ما ست که پيامدار بزرگترين و حماسي‌ترين نهضت تاريخ در جهان امروز باشيم که همان گونه که اربعين نشان داده خون آنان که براي خدا به برخاسته‌اند هرگز پايمال نخواهد شد؛ و پيام عالمگيرشان به وسيله پيامداراني با وفا حتي در سخت ترين شرايط، باقي خواهد ماند. ‌‏در عين حال اربعين به ما آموخت که پيام عاشوراييان نه تنها باقي خواهد ماند، بلکه خود سنگ محکي براي بازماندگان خواهد بود. بايد ديد کداميک همه چيز خود را براي ‏پاسداري از پيام عاشورا در کف آخلاص نهادند و کداميک به دنبال مطامع نفساني و اين جهاني خود، پيام برآمده از حلق شکافته فرزند رسول(ص) را به باد فراموشي سپردند. ‌‏آنان که با پيروي از مولاي خويش، فتنه عالمگير دشمنان خداوند را دفع کردند و جان و مال و سلامتي خويش را در اين مسير الهي باختند و نظام الهي خويش را پاس داشتند؛ اثبات کردند که حسيني‌اند و در جاودانه تاريخ حسيني خواهند ماند.‌اينك نيز با حضور ميليونى عاشقان حسين (ع) در راهپيمايى اربعين شاهد ماندگارى پيام جاودانه اباعبدالله در ظهر عاشورا هستيم كه انسانها را به حريٌت فراخواند و رويش پيام حضرت زينب كبرى كه پيامرسان خون به ناحق ريخته‌ شهدا بود.

 

حق تكثير كليه محتواى تصويرى، صوتى و نوشتارى اين وبسايت متعلق است به على اصغر شعردوست .

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط نونگار